تبليغاتX
گل آفتاب گردان


گل آفتاب گردان

ای مانند من دلکنده و غمگین! من اینجا بس دلم تنگ است. بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی فرجام گذاریم

 

 

تمام خاطراتت را از کاشت تا برداشت 

از  مزرعه تا گنجشک

سنگ پشت سنگ

نشانه رفتم

تا شاید بشکند در آفتاب نگاه من

طرز چرخش معصومانه نگاه تو

اما وقتی از تو می نویسم

از انگشتانم آفتاب می ریزد

گل آفتابگردان من !

 

(نسرين بهجتي)

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 16:21 توسط .............| |

 

دیرآمدنم دلیلی نمی شود نبودنم را


چند وقتیه درگیرم و درگیرم و درگیر


این خیلی خوب حس خوب مشغول بودن دیگه واست حسی نمیزاره که فکر کنی ولی


آخه  مگه می شه ...


تنها کمی سرگیجه....


 کمی درد دارم....احساسم تیر می کشد... انگار حسی در من به بلوغ رسیده


است و کودک درونم روز به روز قد میکشد و بزرگتر می شود....!


هیچ یادم نبود که چقدر فاصله نشسته است در راه ؛ بین این "من" و "دلم"....

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 0:2 توسط .............| |

 

حرفهایم را تعبیر می کنی
سکوتم را تفسیر،
دیروزم را فراموش
فردایم را پیشگوئی...

......به نبودنم مشکوکی
در بودنم مردد،
از هیچ گلایه می سازی
از همه چیز بهانه...

من،
کجای این نمایش هستم؟

 

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 23:45 توسط .............| |

 

تولدم مبارک...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 0:12 توسط .............| |

 

خوشه های خمِ گندم

 

مترسک های کج

 حصاری از آفتاب گردان

 آفتاب را به من برگردان

 تخمه های شکسته رد پای هیچ عشقی نیست

 هیچ روباهی پنیر تلخ مزرعه ام را ندزدیده است.

 و هفته هاست

 کلاغ ها

 ماهِ مُرده ام را نوک می زنند

 اینجا

 ته این چاه

 در قلبم....

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 9:41 توسط .............| |


Design By : Night Skin